تبليغاتX
بهبهان شهر آیینه و آفتاب

بهبهان شهر آیینه و آفتاب

دانشجویان بهبهانی ساکن تهران و کرج

منتظرتون کارهای خوبتون هستیم

 

چه وُبی کاراتا ؟

یکی از هدفهای ما از ایجاد این وبلاگ این بود که بتونیم مقالات و تحقیقاتی رو که شما در رشته خودتون کار کردید برای من یا خانم ابوالحسن زاده بفرستید تا روی وبلاگ قرار بدیم تا بقیه بچه ها هم بتونن از اون استفاده کنن. بنده حقیر با اجازه شما برای شروع قسمتی از تحقیق خودم با عنوان " گیاهان مقدس در آئین زرتشت" رو قرار میدم به این امید که شما دنباله این کار رو بر عهده بگیرید.

 گیاهان مقدس در آیین زرتشت

 

"کتاب باستانی دینی و میهنی آویستا، ارزش زیادی برای آباد کردن زمین از راه درخت کاری و گل کاری و کشت و ور قائل شده است. یعنی این کارها در آئین ایران باستان بهترین راه پرستش به درگاه خدا می باشد. زیرا از راه آباد شدن روی زمین است که مردم می توانند با خوشی و خرمی زندگی کنند و از کار و کوشش خود بهره ببرند. از راه کشت و رز و درختکاری و گلکاری و پدید آوردن باغ و بستان و چمن زارهای سبز و خرم است که روی زمین شکوه و زیبایی پیدا می کند و مایه ی شادمانی جان و روان مردم می گردد.

زرتشت بزرگ از راه پی بردن به ارزش این داده های زیبا و سودبخش است که با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری به مردم آموخت.

از راه ارزشمند بودن این داده های سودمند ایزدی است که زرتشت دستور داده شاخه های زیبای درخت را بنام برسم، در دست بگیرند و آن را نمودار همه ی رستنی ها بدانند و به یاد همه ی درخت ها و دیگر روییدنی ها به آن درود بفرستند و بدینسان سپاس بخششهای خدا را بجای بیاورند.

رویهم رفته درخت کاری و کاشتن و پروراندن دیگر روییدنیها که زیب آرایش روی زمین و مایه ی زندگی آدمیان و دیگر جانداران است، در آیین زرتشت بسیار نیکو شمرده شده و بهترین راه پرستش به شمار رفته است. برای همین است که در کتب ویسپرد، کرده ی 3 بند2، گروه کشاورزان را بنام افزایش دهنده یا پیشرفت دهنده یاد می کند و به آنها درود می فرستد.

اینگونه درودها را در بسیاری از بخشهای دیگر آویستا نیز درباره ی این دسته از مردم که روی زمین از راه کشاورزی و کاشتن دار و درخت آباد می کنند می بینیم و به ارزش این کار به خوبی پی می بریم."

بقیه رو می تونین در ادامه مطلب بخونین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:9  توسط عبداله خسروانی  | 

زندگی خیلی هارو نجات بدین ...

یک متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد....

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:58  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  | 

یه خبر مهم

 

اینجا چه خبره؟!

مطلبی که در زیر می خوانید توسط آقای صدرالله اسماعیلی برای ما ارسال شده و در نظرات پست قبلی هم می تونید اون رو ببینید ولی چون واقعاْ از اهمیت زیادی برخورداره برای این که همه همشهریان اون رو ببینن اونو توی یه پست جدید اوردیم. حتماْ بخونید. البته جالب اینجاست آقای دکتر اصغری زاده در مجمع (یعنی یک روز قبل از چاپ خبر) اشاره ای به اون کرده بودن.

به خبر زیر از روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شنبه 21/2/87 توجه کرده و از تمام دوستان وهمشریان بخواهیم حساسیت نشان دهند
......................................................................................................
یک دستگاه تفکیک‌گر نفت و گاز در میدان نفتی منصورآباد گچساران نصب شد


یک دستگاه تفکیك گر نفت و گاز در میدان نفتی منصورآباد در حوزه عملیاتی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران نصب و راه اندازی شد.


به گزارش خبرگزاري مهر، این دستگاه هم‌اکنون نفت یک حلقه از چاه‌های این میدان را با دبی دوهزار بشکه در روز دریافت و پس از جداسازی گاز آن، به واحد بهره‌برداری شماره 4 گچساران ارسال مي‌کند.تا پیش از این، جداسازی گاز از نفت در این چاه به وسیله یک دستگاه تفکیک‌گر سیار انجام مي‌شد، که امکان اتصال چاه‌های بیشتر به آن وجود نداشت و با عملیاتی شدن دستگاه جدید این محدودیت بر طرف شد.همچنین تفکیک‌گر نفت و گاز قدیمي ‌سیار نیز ترخیص و امکان استفاده از آن در سایر مناطق فراهم شده است.
....................................................................................................
حوزه نفت منصورآباد در 5کیلو متری بهبهان روبروکارخانه سیمان واقع می باشدکه روزانه 230000000تومان درآمد زایی دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:3  توسط عبداله خسروانی  | 

جلسه مجمع به خوبی برگزار شد

سلام بچکو

دیروز جلسه مجمع عمومی کمیسیون دانشجویی انجمن با حضور دانشجویان و همراهی دکتر اصغری زاده برگزار شد. در این جلسه که به مناسبت سالگرد تاسیس کمیسیون دانشجویی در ۲۳/۲/۱۳۸۴ برگزار شد ابتدا درباره ساختار کمیته ها و بخشهای روابط عمومی کمیسیون صحبت شد که تو اون چند تغییر صورت گرفت که در فرصت مقتضی به طور کامل برای شما شرح میدیم.

بعد از اون یه مصاحبه ( یا بهتر بگم گپ خودمونی ) با آقای دکتر اصغری زاده عضو هیئت علمی دانشگاه تهران انجام دادیم که مورد استقبال بچه ها قرار گرفت و آقای دکتر هم با صداقت تمام به سوالات ما پاسخ دادند. ایشون چنان با بچه ها جور شدن که بعد از اجرای موسیقی محلی بهبهان از ما خواستن که در پایان برنامه دوباره اونو واسشون اجرا کنیم. مصاحبه ایشون به زودی در نشریه نرگس زار چاپ می شه اما شاید ما پیش دستی کردیم و اونو زودتر تو وبلاگ منتشر کردیم.

در ادامه برنامه قرعه کشی سری جدید وام برگزار شد و همچنین قرار بود از دو تا از بچه های فعال انجمن تجلیل و به رسم یادبود بهشون هدیه داده بشه که این برنامه به اردو تعویق افتاد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:4  توسط عبداله خسروانی  | 

علی(ع) بی...

اتفاق جالبی که چند روز پیش افتاد این بود که تو فایل کمیسیون   دانشجویی انجمن زیر کلی مدارک مربوط به دانشجوها چند برگه شعربهبهانی همراه با یک نامه پیدا شد...

زیتّر که اُدم بی تِ اِی دنیای علی بی

مِی مُنکرِشَم هِه همه میگِن که بِلی بی

پیغمبرشَم گفته علی بی که وِلی بی

بَهدی دگه نیسّی تِ اُدم همچه یلی بی

برای خوندن متن نامه و ادامه این شعر واقعا" زیبا به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:54  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  | 

جابجایی تاریخ اردو و مجمع عمومی

بنا به درخواست بعضی از شما عزیزان تاریخ برگزاری اردو با مجمع عمومی جابجا شد. بدین ترتیب روز جمعه ۲۰/۲/ ۸۷ ساعت ۱۴ مجمع عمومی در انجمن برگزار می شه و اردو به جمعه بعد ۲۷/۲/۸۷ منتقل می شه.

مجمع عمومی در آستانه سومین سالگرد تاسیس کمیسیون دانشجویی که در ۲۳ اردیبهشت بوده برگزار می شه و برای اون برنامه های متنوعی از قبیل گپ خودمونی با دکتر اصغری زاده ( عضو هیئت علمی دانشگاه تهران )، قرعه کشی سری جدید وامهای صندوق قرض الحسنه، تجلیل از ... ( حالا بماند ؟! )، اجرای موسیقی و غیره در نظر گرفته شده که ازتون دعوت می کنیم تشریف بیارین و " حالشو ببرین "

در مورد سری جدید وامها لازم می دونم باز یادآوری کنم که کسانی در قرعه کشی شرکت داده می شن که همه اقساط و حق عضویت های خودشونو  پرداخت کرده باشن و کسانی هم که تا حالا عضو نشدن می تونن با دادن ۵۰۰۰ تومان مبلغ اولیه و ۲۰۰۰ تومان عضویت ماهانه در قرعه کشی شرکت کنن. سری جدید وام حداقل ۸۰۰۰۰ تومان است.  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:34  توسط عبداله خسروانی  | 

متلک بهبهونی به زبان فارسی!؟

 

باز هم کاکا یوسف

از اونجایی که اصرار زیادی شده که فارسی متل نوشته بشه من با اجازه خانم ابوالحسن زاده مجبورم خودم کمکتون کنم. کلمات به کار رفته دقیقاْ معادل متن بهبهانیشه. سعی کنین مطابقت بدین تا یاد بگیرین. 

"ولی سِکا دَفِی دِگِه کُمِکِ چی در کار نی هَ! "

می گن اون وقتها دو تا برادر بودن که باباشون خیلی پول داشته. باباهه که می میره برادر بزرگه همه پولها رو بر می داره واسه خودش. برادر کوچیکه که اسمش یوسف بوده از دست برادر خیر ندیده اش سر می ذاره به بیابون تا می افته تو چاه مرگ. برادر بزرگتر وقتی می شنوه که برادرش مرده پشیمون می شه و یهو مثل یه کبوتری می شه و می پره روی درختا و هی این طرف و اون طرف می ره و هی صدای برادرش می زنه و می گه: " کاکا یوسف یَه بَهری مِه دو بهر تو یه بهرِ مِه اَسی تو " ( کاکا یوسف یه سهم من دو سهم تو یه سهم من واسه تو )

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:16  توسط عبداله خسروانی  | 

سرمون خیلی شلوغ شده!

تاریخ انقلاب

آقا نمی شه این روزهای هفته رو بیشتر کنن ما واسه برنامه هامون وقت کافی داشته باشیم ؟!

دیروز آقای حسینی فخر با من تماس گرفتن و اعلام آمادگی کردن که مسئولیت شروع سلسله جلساتی رو تو انجمن با موضوع "تاریخ انقلاب" بر عهده بگیرن. من هم کلی فکر کردم تا با این همه برنامه یه وقت خالی تو انجمن  واسش پیدا کنم.( یادم رَ بگَم دِگِ دیمِ منشیم هماهنگ بِکا) بالاخره  قرار شد این هفته چهارشنبه ساعت ۵ بعد از جلسه فرهنگ بهبهان اولین جلسه اش برگذار بشه تا بعداً هماهنگی های لازم برای تعیین یه زمان ثابت در هفته انجام بشه. 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:44  توسط عبداله خسروانی  | 

از برنامه ها چه خبر؟

 

سلام

خیلی خوشحالم که از این به بعد این افتخار رو دارم که به عنوان نویسنده وبلاگ در خدمتتون باشم و از این بابت از خانم ابوالحسن زاده متشکرم که به من اجازه این کار رو دادن.

از این به بعد من شما رو در جریان برنامه های انجمن قرار می دم تا در جریان کارهای ما باشین. همچنین چون دو تا از زمینه های اصلی وبلاگ ترانه ها و عکس های بهبهانه شما می تونین در این مورد هر چیزی که دارین به ایمیل من بفرستین یا به هر طریق دیگه ای به دست من برسونین. اما در مورد شعرها و مطالب قشنگتون به ایمیل خانم ابوالحسن زاده رجوع کنین.

اما این یکی دو هفته خبری نبود فکر نکنین ما بیکار بودیم. تو جلسه ۵ شنبه بچه ها تصمیم گرفتن حالا که بدقولی کردیم و اردوی محلات رو به موقع برگزار نکردیم برای جبرانش شما رو به جای بسیار قشنگ تر ببریم که اون اردوی یک روزه ۲۰ اردیبهشت به نمک آبروده. از همین حالا خودتونو آماده کنین که " میما مَلی خَش بُگذرونیم " دیگه از حالا بهتون گفتیم تا واسه میان ترما بخونین و دیگه بهونه ای نداشته باشین.

علاوه بر این هفته ی بعدش یعنی ۲۷ اردیبهشت مجمع عمومی داریم که یه سری برنامه های ویژه هم واسه اونجا تو ذهنمون داریم که اگه خدا بخواد بتونیم به عملش در بیاریم.

این ۵ شنبه هم خانم قیصری حلقه مطالعاتی با عنوان "عایشه" ارائه می دن که فکر کنم چیز جالبی بشه. سعی کنین بیاین.

مخلص همگی تون هستم. فعلاً خداحافظ 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:37  توسط عبداله خسروانی  | 

متلک بهبهونی به زبون بهبهونی

 

 "کاکا یوسف"

امروز می خوام به قولی که قبلاْ داده بودم عمل کنم و یه متلک رو به بهبهانی بنویسم. پس اونایی که نمی تونن بهبهانی بخونن یا برن یه کمک واسه خودشون بیارن یا صبر کنن تا یه فرهنگ لغت بهبهانی در بیاد بعد بیان سراغ متلک

 در واقع منظورم یِ بی که  اوشونی که نِمتِنِن بهبهونی بخونن یَ فکری سی خوشو بُکُنن.

میگِن اوسِها دوتا بُرار بیدیِن که باشا پیلِ مَلیش بیده. بُوِکو که مِمیری بُرار گندهو هَمِی پیلا وَمِگِرِ سی خوی. برار کوچکو که اسمِی یوسف بیده اَ دَسِ برار خیر نِدیتَی سِر می نِه اَ بیابو و می شو تا میُفتی تِ چِی مَرگ.بُرار گپو وقتی میشنِفِه که برارِی مُرده پِشیمو وُمبو وُ یَهو مِثِ یَ کِمتَری ( یا کُمتَر ) وُمبو و مِپری سِرِ دِرَختا و هِی ای بال او بال می شو و هِی بُنگِ بُرارِکِ می زِه و می گو : " کاکا یوسف یَه بَهری مِه دو بهر تو یه بهرِ مِه اَ سی تو "  

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:50  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  | 

تغییر در برنامه ها

با عرض پوزش از بچه هایی که چهارشنبه پیش در انجمن تصویب کردن که برنامه اردو محلات روز ششم باشه به دلیل تداخل برنامه ها مجبوریم اونو عقب بندازیم. باور کنید ما واسه نظر شما خیلی احترام قائلیم و اگه اینجوری نبود از چند هفته قبل از شما نمی خواستیم که نظراتتونو به ما بگین. هر چند به ما اجازه بدین که یک گلایه ای از شما بکنیم که نسبت به ما کم لطفی داشتین و یا نظر ندادین یا اینکه تو نظراتتون تاریخی رو مشخص نکردین.

به هر حال فردا چهارشنبه ساعت ۱ سلسله جلسات ادبیات بهبهان رو با حضور آقای مجید روانجو نویسنده و شاعر بهبهانی ( که به ما افتخار دادن به انجمن تشریف بیارن ) شروع می کنیم. می دونم ساعتش چندان مناسب نیست ولی با توجه به محدودیت هایی که داشتیم مجبور بودیم جلسه رو این موقع بذاریم. شما به بزرگواری خودتون ما رو ببخشین و سعی کنید با به موقع اومدنتون اهمیتی رو که برای حضور آقای روانجو و ادبیات بهبهان قائلید نشون بدین.

در مورد حلقه مطالعاتی که خانم یوسفی قرار بود ارائه کنن ایشون قبول کردن که کارشونو به هفته بعد واگذار کنن که از ایشون هم از این بابت عذرخواهی می کنن 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:58  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  | 

امروز می خوام یکی دیگه از اون متلها رو براتون بنویسم و سعی می کنم بنا به درخواست شما از نکاتی که توی انجمن درباره اش مطرح شد چندتایی رو در کنارش بیان کنم.

 

از  حرفهای دیگه ای که تو جلسه درباره این متل و بقیه شون مطرح شد بحث درباره چگونگی شکل گیری این قصه ها بود. از جمله نظراتی که در این باره نقل شد توجه به طبیعت بود. بچه ها می گفتند که توی خیلی از این متلها می شه تلاش انسان بی اطلاع قدیمی رو برای توجیه پدیده های طبیعی دید. این مورد توی متل "توره ها و سگو" درباره ی زوزه تورهها و پارس سگها کاملاً مشهود بود و توی داستان امروز "پروین و سهیل" نیز به چشم می آد. بخونید تا ببینید :

پروین و سهیل دو خواهر بودند که هر یک از آنها هفت دختر داشت. در روزگار قدیم یک قحط سالی پدید آمد که زندگی برای آنها سخت و دشوار گردید. لذا پروین به سهیل گفت که برای اینکه از گرسنگی نمیریم به نوبت هر یکی از ما یکی از فرزندان خود را کشته و گوشتش را بخوریم. او هم پذیرفت و نخستین روز سهیل یکی از فرزندانش را کشت و او را دو نیمه اش کرد و یک نیمه را خورد و نیمه دیگر را برای خواهرش پروین فرستاد. فردا که نوبت پروین شد تا یکی از بچه هایش را بکشدنیمه دیروزی فرزند سهیل را به جای گوشت فرزند خودش برای او فرستاد و بدین گونه عمل کرد تا بچه های سهیل کشته شدند. یک روز سهیل نزد پروین آمد تا برای آینده چاره ای بیندیشد. دید که دختران پروین همه زنده اند و دانست که نیمه های گوشتی که پروین به نام گوشت بچه هایش برای او می فرستاده ، گوشت بچه های خودش بوده. یک مرتبه رنگش زرد شد و شروع به لرزیدن نمود و از آن تاریخ تا به حال سهیل همچنان با رنگ زرد می لرزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:0  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  | 

لٍميلَم لَم

 

ترانه هاي بهبهاني

با سلام. کار جدیدی که در اینجا می خوایم شروع کنیم قرار دادن ترانه های زیبای بهبهانی برای شما عزیزانه که امیدوارم خوشتون بیاد. البته اگه می خواین که تداوم داشته باشه باید رسوندن ترانه های قشنگتون به دست ما کمکمون کنید.

 در مورد اين شعرها هم فكر كنم از احمد زماني باشه. درست نبود تو نظراتون نقل كنين

                                                    

بهبهاني 1                                          

بهبهاني 2

بهبهاني 3                                                 

بهبهاني 4

بهبهاني 5

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:37  توسط فاطمه ابوالحسن زاده  |